هنوز هم علی رغم این مسئله ما دریافتیم که شرکت کنندگانی که با متد آموزشی تصادفی تعلیم داده شده بودند ، دائما در فراگیری زیرمجموعه شبه جنسیتی از شرکت کنندگانی که با متد آموزشی بلاک تعلیم داده شده بودند، موفقیت کمتری داشتند. دوما در حالت های شعر و شعر و ملودی که در آزمایش ۱A و ۱B استفاده شده بود هر جمله با یک شعر آمده بود. بنابراین، در این حالت های آموزشی، مدت ارائه هر محرک شنیداری بسیار طولانی تر از محرک…

Continue reading →

هدف از این تحقیق این بود تا آزمایش کند که آیا اشکال مختلف طریقه استفاده از داده میتواند القای دسته شبه جنسیتی را هنگامیکه سرنخ های آوایی گم شده اند، آسان کند یا خیر. ما دریافتیم که ارائه بلاک منجر به نتایج بسیار بهتری در مقایسه با ارائه تصادفی میشود. این یافته ها با یافته های تارابان ( ۲۰۰۴) یکسان است. علاوه بر این ما دریافتیم که ترکیب اجرای شعری و ملودیک القای ی دسته شبه جنسیتی را آسان میکند. این مسئله بیشتر محرک اجرای متد بلاک بود و این پیشنهاد را میکند که ترکیب داده های ساختار یافته با شعر و ملودی میتواند به طرز به خصوصی در فراگیری الگو های معنایی ساختاری و دسته های معنایی لغوی مفید باشد.

Continue reading →

رویه های کلاس درسی در ‘آموزش زبان موقعیتی’ بر حسب سطح کلاس بسیار متفاوت است، ولی هدف رویه های موجود در هر سطح، حرکت از تمرین کنترل شده به تمرین آزادتر ساخت ها، و حرکت از کاربرد شفاهی الگوهای جمله به کاربرد اتوماتیک در گفتار،

Continue reading →

از زبان آموز در مراحل اولیه ی یادگیری فقط انتظار می رود تا آنچه را معلم می گوید گوش کند و آن را تکرار نماید، و به سؤالات و دستورات معلم پاسخ دهد. زبان آموز هیچ کنترلی بر روی محتوای یادگیری ندارد و اغلب چنین تصور می شود که اگر تحت تأثیر معلم خبرهای نباشد، به رفتارهای نامناسب

Continue reading →

اهداف ‘آموزش زبان موقعیتی’ همانا تدریس یک مجموعه ی عملی از چهار مهارت اصلی زبان است، و این هدفی است که اکثر روش های آموزش زبان در آن مشترکند. ولی یادگیری مهارت ها از طریق ساخت حادث می شود. دقت و صحت در تلفظ و دستور زبان، مهم تلقی می شود، و خطاها را به هر بهایی باید از بین برد. کنترل اتوماتیک ساخت های پایه و الگوهای جمله ای برای مهارت های خواندن و نوشتن ضروری است

Continue reading →

در جلسه پایانی که شبیه آزمایش ۱A  و ۱B بود، چند تمرین برای آزمایش مهارت شرکت کنندگان از زبان مصنوعی ارائه کردیم.با یک مرور لغت از ۳۰ موجود اسم مفعولی شروع کردیم که ۴ تست دیگر در ادامه ی آن بود. دو تست اول شامل تمام محرک های مربوط به ۲۴ اسم مفعول میشد که شرکت کنندگان با آنها در طی مراحل آموزشی کار کرده بودند

Continue reading →

نظریه زبانی که در شالوده ی ‘آموزش زبان موقعیتی’ قرار دارد را می توان نوعی از ‘ساختگرایی بریتانیایی’ دانست. گفتار به منزله ی پایه زبان محسوب می شد، و ساختار نیز در مرکز توانایی صحبت کردن قرار داشت. پالمر، هورنبی، و دیگر زبانشناسان کاربردی بریتانیایی توصیف های آموزشی از ساخت های پایه دستوری زبان انگلیسی تهیه کرده بودند، و در ایجاد روش باید

Continue reading →

 پالمر، هورنبی، و دیگر زبان شناسان کاربردی بریتانیا از دهه ی ۱۹۲۰ به بعد رویکردی را در روش شناسی ایجاد کردند که دارای اصول نظام مند انتخاب (شیوه هایی که با آن محتوای واژگانی، دستوری محتوا تعیین می شدند)، درجه بندی (اصولی که توسط آنها سازماندهی و توالی بندی محتوا تعیین می شد)، و ارائه (تکنیک های مورد استفاده برای ارائه و تمرین عناصر زبانی در یک دوره ی درسی) بود. اگرچه پالمر، هورنبی، و متخصصان دیگر بریتانیایی امر آموزش دارای دیدگاه های متفاوتی در مورد

Continue reading →

با استفاده از یک طرح ۲ × ۴ ما اثرات متد آموزشی را امتحان کردیم (blocked, random) و حالت آموزشی ( نثر، شعر ، ملودی ، شعر و ملودی). در آزمایش ۱A از ارائه داده بسته استفاده کردیم یعنی تمام جملات مربوط به یک اسم بودند که پشت هم آمده بودند. بنابراین برای مثال ف شرکت کنندگان اول تمام جملاتی که مربوط به مخلوق Lelop  بود را میدیدند ( جملات ۴-۶ بالا را نگاه کنید.) سپس همه ی جملاتی که مربوط به  “Filan میشد و همینطور ادامه میدادند ، آن ساختار شعری آهنگهای کودکانه را که یک شعر یا بازی با کلمات یا بازی زبانی بود ، تقلید میکردند.

Continue reading →

برای اماده سازی محرک برای استفاده تحت شرایط نثرف شعر ، ملودی و شعر و ملودی از یک خواننده و ترانه نویس متخصص خانم به نام Linda Kauffeldt خواستیم تا ملودی هایی را برای شرایط آواز خواندن و برای خواندن و ضبط تمام گفته هایی که در آموزش به کار برده شده و امتحان جلسات آزمایش بنویسد. در شرایط نثر ، او گفتار ها را به میزان عادی تا آرام بیان کرد ، تمام حروف صدادار را به طور واضح و بدون اینکه آنرا تند تند بگوید، ادا کرد.

Continue reading →