هدف این مطالعه این بود تا آزمایش کند چطور ترکیب داده ساختاری ، قافیه و ملودی روی فراگیری زیر مجموعه های شبه جنسیتی در گرامر مصنوعی اثر میگذارد که تنها سرنخ های معنایی برای زیرمجموعه شبه جنسیتی هر اسم داده شده ایجاد میکند. این زبان مصنوعی شامل سه دسته شبه جنسیتی و سه دسته شبه کاربردی میشود، همانطور که در زبان آلمانی دیده شد…

Continue reading →

جدا از اثرات کوتاه مدت روی یادآوری شفاهی ، ارائه داده به شکل ملودی یا آهنگین میتواند اثری مثبت روی فراگیری بخش ها و دسته های زبانی داشته باشد. با این وجود مثل شعر، ملودی ها و آهنگ ها نیز موقتا سازماندهی شده اند و گوناگونی آنها در زیر و بمی، کم و زیادی صدا و لحن  ترکیب شده اند(Fonseca Mora, 2000; McMullen & Saffran, 2004), که به عنوان سرنخ در یادگیری زبان به کار میرود.

Continue reading →

در این صفحه با زمان افعال و چگونگی صرف و بکارگیری آنها در جملات آشنا می شوید. زمان های اصلی حال، گذشته، حال کامل، آینده و زمان های شرطی و ساختار ing در بخش های مختلف برای شما در نظر گرفته شده که شما با کلیک بر روی هر کدام می توانید ساختار فعل و منفی سازی و سوالی کردن آن را به همراه مثال کاربردی مشاهده کنید. توصیه می شود پس از مطالعه با توجه به مثال های آن زمان و ساختار فعل مثال های جدید بسازید.

Continue reading →

آهنگ ها و آواهای کودکانه به علت حالت ریتمی و موسیقی و تکراری بودن و در صورتیکه آهنگ باشند به خاطر سادگی صدا ها  آ برای درک اسان هستند. کودکان این ویژگی ها را دوست دارند و از خواندن و بازی با زبان لذت میبرند. این قابل درک است که افزایش علاقمندی باعث میشود تا شرکت کنندگان داده های زبانی را با دقت بیشتر پردازش کنند و آنها را بهتر به خاطر بسپارند.

Continue reading →

علی رغم این مشکلات، اکثر کودکانی که آلمانی زبان مادریشان است ، در سیستم جنسیتی آلمانی در سن ۳ سالگی ماهر میشوند (Szagun, Stumper, Sondag, & Franik 2007). هر چند نقادانه ، بخش زیادی از کودکان در آلمان هستند که آلمانی را به عنوان زبان دوم یاد میگیرند.

Continue reading →

هرچند تارابان ( ۲۰۰۴، آزمایش ۳) نشان داد که فراگیری زیر مجموعه های جنسیتی بدون علامت معنایی و آوایی امکانپذیر است در صورتیکه توجه زبان آموز به سمت زمینه معنایی مربوط باشد. در تحقیش، او همان زبانی را به کار برد که بروکس به کار برده بود و اطمینان حاصل کرد که هیچ سرنخ اسمی وجود نداشته باشد برای مثال تمامی اسم ها از لحاظ آوایی برای

Continue reading →

آخرین سطح مفهوم سازی و سازماندهی در درون یک روش، آن چیزی است که آن را رویه می نامیم. رویه دربردارنده ی تکنیک های واقعی لحظه به لحظه، تمرینات، و آن رفتاری است که در تدریس یک زبان برحسب یک روش خاص صورت می گیرد. رویه سطحی است که در آن توصیف می کنیم که چگونه یک روش، رویکرد و طرح درسی اش را در رفتار کلاس درس تحقق می بخشد. در سطح طرح درسی مشاهده کردیم که یک روش از کاربرد انواع معینی از فعالیت های تدریسی به منزله ی پیامدی از فرض های نظری اش

Continue reading →

آخرین بخش و مؤلفه در درون سطح طرح درسی به نقش مطالب آموزشی در نظام آموزشی تعلق دارد. آنچه به واسطه ی اهداف، محتوا (یعنی برنامه ی درسی)، فعالیت های معلم و زبان آموز مشخص می شود، بیانگر عملکرد مطالب آموزشی در آن نظام است. برنامه ی درسی معرف محتوای زبانی از لحاظ عناصر زبانی – ساخت ها، موضوع ها، مفاهیم، نقش ها – یا در مواردی، تکالیف یادگیری

Continue reading →

نقش زبان آموز در یک نظام آموزشی ارتباط تنگاتنگی با نقش و عملکرد معلم دارد. نقش معلم نیز به همین منوال در نهایت به فرضیات موجود درباره ی زبان و یادگیری زبان در سطح رویکرد مرتبط است. برخی از روش ها کاملاً وابسته به معلم به عنوان منبعی از دانش و جهت دهی هستند؛ برخی دیگر نقش معلم را به عنوان کاتالیزور، مشاور، و الگوی یادگیری می دانند؛ بعضی دیگر نیز سعی دارند تا نظام آموزشی را “ضد معلم “کنند و این کار را با محدود کردن پیشقدمی و قوه ی ابتکار معلم و ایجاد محتوای آموزشی

Continue reading →

طرح درسی یک نظام آموزشی به شدت تحت تأثیر این موضوع قرار می گیرد که زبان آموزان به چه صورتی مدنظر قرار می گیرند. روش منعکس کننده ی صریح یا تلویحی نقش زبان آموزان در فرایند یادگیری است. این نکته در نوع فعالیت هایی که زبان آموزان انجام می دهند، میزان کنترل زبان آموز در مورد محتوای یادگیری، الگوهای متخذه در گروه بندی زبان آموزان، میزان تأثیرگذاری زبان آموزان در یادگیری یکدیگر، و تلقی کردن زبان آموز

Continue reading →